ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

216

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) عفان بن مسلم از وهيب ، از داود ، از ابو نصرة ، از ابو سعيد خدرى نقل مىكند * چون رسول خدا شروع به ساختن مسجد خود كردند ، ما شروع به حمل خشت كرديم و يكى يكى خشت حمل مىكرديم ، ولى عمار دو تا دو تا خشت حمل مىكرد . من رفتم و برگشتم دوستانم گفتند پيامبر ( ص ) از سر عمار خاك زدود و فرمود : افسوس كه تو را گروه ستمگر خواهند كشت . اسحاق بن ابى اسرائيل از نضر بن شميل ، از شعبه ، از ابو مسلمة ، از ابو نضرة ، از ابو سعيد خدرى نقل مىكند كه مىگفته است ابو قتاده كه از من بهتر است برايم نقل كرد كه پيامبر ( ص ) در حالى كه خاك از سر عمار مىزدود و فرمود : اى پسر سميه چه بد است كه تو را گروه ستمگر خواهند كشت . ابو معاويه ضرير از اعمش ، از عبد الرحمن بن زياد ، از عبد الله بن حارث نقل مىكند كه مىگفته است * به هنگام بازگشت معاويه از صفين من ميان او و عمرو بن عاص حركت مىكردم ، عبد الله پسر عمرو عاص به او گفت : باب مگر تو از پيامبر نشنيده‌اى كه به عمار گفته است او را گروه ستمگر خواهند كشت ؟ گويد ، عمرو عاص بن معاويه گفت : مىشنوى اين چه مىگويد ؟ معاويه گفت : همواره حرف‌هاى سست و بى معنى براى ما مىآورى ، در ادرار خودت در غلتى مگر ما او را كشتيم ؟ كسانى كه او را به جنگ آوردند سبب كشته شدنش بودند . [ 1 ] يزيد بن هارون از عوام بن حوشب ، از اسود بن مسعود ، از حنظلة بن خويلد عنزى نقل مىكند كه مىگفته است * پيش معاويه بوديم دو نفر آمدند و در مورد اينكه كدام يك سر عمار را بريده‌اند بگو و مگو داشتند و هر يك مىگفت من او را كشته‌ام . عبد الله پسر عمرو عاص گفت : حالا نمىشود يكى از شما به نفع ديگرى كنار برود كه من خود شنيدم رسول خدا مىفرمود : عمار را گروه ستمگر خواهند كشت . معاويه گفت : اى عمرو ! نمىتوانى اين پسر ديوانهء خودت را اصلاح كنى ، و خطاب به عبد الله گفت چرا همراه مايى ؟ او گفت : پدرم از من به پيامبر ( ص ) شكايت كرد ، فرمود : تا پدرت زنده است از او اطاعت كن و نافرمانى مكن ، اكنون هم با پدرم همراهم ولى جنگ نمىكنم . خالد بن مخلد از سليمان بن بلال ، از جعفر بن محمد نقل مىكند مردى از انصار براى

--> [ 1 ] . در اين صورت ، به نظر معاويه لابد سبب كشته شدن حمزه و جعفر و ديگر شهيدان بزرگوار ، حضرت محمد ( ص ) بوده است كه آنان را به جنگ اعزام فرموده است ! ؟ . - م .